آموزه مدیریت

هدف از راه اندازی این وبلاگ کمک به ترویج علم مدیریت و آموزش آن و ایجاد زمینه ای برای تبادل افکار و اطلاعات می باشد. با احترام و افتخار، آمادگی برای تبادل اطلاعات علمی با تمام دانش پژوهان عرصه مدیریت، سازمان و آموزش امکان پذیر است.

21 نوع رئیس
نویسنده : دکتر پیمان یارمحمدزاده - ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۳
 

1- رئیس فداکار (Martyr Boss)

رئیس فداکار هر آنچه را به نفع شرکت باشد انجام داده، می دهد و خواهد داد. او روزهای کریسمس، در روزهای برفی پر از کولاک و روزهایی که بیمار بوده، کار کرده است. او بعد از تصادف خودرو اش به مدت 5 هفته با دو پای شکسته پیاده به شرکت رفت و آمد کرد. او هر شب بدون دریافت هیچ گونه مبلغ اضافی تا ساعت هشت بعد از ظهر در محل کارش می ماند. شما چگونه با این فرد رفتار می کنید؟ شما کاری جز گوش دادن انجام نمی دهید. او احتمالا بعد از بازنشستگی هم اینجا خواهد بود. پس بهتر است از همان ابتدا نحوه کنار آمدن با این فرد را  یاد بگیرید.

2- رئیس داد و فریادکن (Screamer  Boss)

رئیسی که داد و فریاد می کند فکر می کند اگر صدایش را تا حد نامعقولی بلند کند به خواسته هایش می رسد. صدای بلندتر، تعهد بالاتر. آخر و عاقبت این رئیس چه خواهد بود؟  بسیاری از مدیران استخدام سردرگم  داد زدن را با مهارتهای مدیریتی یکسان می گیرند. فراتر از همه چیز  داد و فریاد کن ها فقط می خواهند بدانند که مورد توجه قرار می گیرند. آنها می خواهند مورد تایید قرار گیرند. اگر شما بتوانید با این رئیس کنار بیایید و احترام و اعتماد وی را جلب کنید شاید بتوانید صدای او را پایین بیاورید.

3- رئیس دلهره آور (Fearmonger Boss)

کارکنان هر آنچه را که رئیس دلهره آور می گوید انجام می دهند  چرا که از وی می ترسند. او همیشه از تهدید برای ساکت نگهداشتن کارکنان استفاده می کند. این رئیس نرخ جابجایی کارکنان بالایی دارد و در نتیجه برای حفظ عامل ترس کارکنان را اخراج می کند. کارکنان خوب او را ترک می کنند و از کارکردن برای چنین آدم وحشتناکی  امتناع می کنند. رئیس دلهره آور دوام نمی آورد. نهایتا او کارکنانش را دچار تحلیل رفتگی می کند و سازمان نمی تواند با هزینه هایی که او ایجاد می کند سودآوری داشته باشد. سرنوشت، یقه او را خواهد گرفت.

4- رئیس استثمار کننده (Manipulator Boss)

معمولا به عنوان رئیس ماکیاولی شناخته می شود. این نوع رئیس خیلی با هوش و خطرناک می باشد. این رئیس بسیار متمرکز و با انگیزه بوده و همواره یک برنامه سری دارد. او به افراد به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف می نگرد. دنیا هرم بزرگی است که راس آن متعلق به اوست. او در راه رسیدن به قدرت افراد را له کرده و کنار می زند. اگر شما برای چنین فردی کار می کنید مراقب پشت سر خود باشید. بهترین  راه این است که با او راحت و صادق باشید. اطلاعات را بصورت داوطلبانه ارائه کنید. رئیس شما مدتهاست فراموش کرده است که دوستی چیست لذا تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

5- رئیس سرهم کننده (Bumbler Boss)

رئیس سر هم کننده  کودن ترین روساست. بهترین راه رفتار با این رئیس این است که به او کمک کنید ارتقا یابد. هنگامی که آنها ارتقا یافتند برای ارتقا افراد تحت امرشان مدیون هستند. دیر یا زود مدیران حماقت رئیس شما را خواهند دید و او کله پا خواهد شد. البته پیروی از توصیه های او شما را یک استثمار کننده خواهد کرد. اما اگر نمی توانید از زیر سلطه او خارج شوید چرا هر دو رشد نکنید؟ شما مسئولیتی در قبال آنچه که در بالا اتفاق می افتد ندارید.

6- رئیس  سردرگم (Clueless Boss)

رئیس سردرگم احمق نیست، او بی سواد است. شاید کارش را در شرکت تازه شروع کرده است  و با فنآوری آشنا نیست و یا موقتا به دلیل مسائل شخصی اطلاعات و دانش وی به روز نیست. رئیس سردرگم می تواند رئیس خوبی باشد اما در حال حاضر از مسیر خارج است (تو باغ نیست). بهترین راه برای کنار آمدن با این رئیس این است که به او یاد بدهیم و سرعت او را افزایش دهیم. شما از این که او با چه سرعتی وارد جریان می شود تعجب خواهید کرد.

7- رئیس سنت گرا (محافظه کار) (Old Schooler Boss)

او درباره روزهای خوب گذشته و درباره روشهایی که کارها قبلا انجام می شد زیاده گویی می کند. با این حال اگر او در گذشته سنگر گرفته باشد قادر نخواهد بود که در زمان حال کار کند. این رئیس علیرغم مقاومتش جهت حرکت به جلو دارای اطلاعات ذیقیمتی است که می تواند به نفع سازمان باشد. تا زمانی که او قادر است تغییرات اندک را در طول زمان و همراه با  راهنمایی بپذیرد، صبور  باشید و به خاطر داشته باشید که جدید بودن الزاما به معنای بهتر بودن نیست بلکه متفاوت بودن است. ببینید آیا شما می توانید او را به این نتیجه برسانید.

8- رئیس خدا (God Boss)

رئیس خدا دیوانه قدرت است. شما متوجه خواهید شد که یک پلاک طلاکوبی شده روی دفتر کار، میز و صندلی درجه (رتبه) وی را جار می زند. او ممکن است از آزادیهای ظالمانه ای چون داشتن یک خدمتکار برای تمیز کردن ماشین بر خوردار باشد. هنگامی چیزی از او می پرسید او به پلاک طلایی اشاره می کند. دیگران اطمینان دارند که این ردای قدرت ناتوانیهای وی را می پوشاند. چگونه با این رئیس کنار بیاییم؟ او را بخندانید. دستوراتش را اجرا کنید و این تصور کاذب را ایجاد کنید که کارها را به روش دلخواه او انجام می دهید. به خاطر داشته باشید که او هرگز ذهن شما را کنترل نمی کند.

9- رئیس نچسب (تفلون) (Teflon Boss)

این رئیس تفلون به امور عمومی حساس است. هیچ گونه سرزنشی به او وارد نمی شود. او جواب سرراست به سئوالات نمی دهد. اگر چیزی غلط از آب دربیاید برای اینکه نشان دهد در آن وقت او جای دیگری بوده است شواهد و مستندات بی نظیری را رو می کند. این رئیس بیشتر مایه مزاحمت است تا عامل خطر. در هنگام گفتگو با وی بهتر است تمام جزئیات را مدنظر داشته و گفتگوهای خود را ثبت کنید.

10- رئیس چی (What Boss)

این رئیس همواره در عمل گم است. او بی ضرر است چون هیچگاه در دفتر کارش نیست. هنگامی که او در دفتر کارش حضور دارد از وجودش بهره بگیرید. شما از فقدان عدالت احساس رنج خواهید کرد. شما در یک اطاقک به مدت  هشت ساعت در روز و پنج روز در هفته برای نصف حقوق او برده وار کار می کنید. بیاد داشته باشید هنگامی که در زمین گلف است  وضعیت بدتر است.

11- رئیس مشکوک (Paranoid Boss)

این رئیس به تمام انگیزه های افراد مشکوک است. هر آنچه فرد انجام می دهد می تواند تلاشی برای خراب کردن وی قلمداد شود. این احساس بی کفایتی منجر به دخالت در آنچه که به نفع پرسنل و شرکت است  می شود. شما چه کار می توانید بکنید؟ به او قوت قلب دهید و همواره صادق و رک باشید.

12- رئیس دنیا به دوش (The world on his shoulders Boss)

این رئیس می تواند ناتوانی های خود را پنهان کند چرا که  می تواند خود را به عنوان آدم سرسختی معرفی نماید. او تمام نگرانی های دنیا را جذب می کند و برای تمام دنیا نگران است. او درباره جزئیات کج خلقی می کند. او اول صبح با چهره بر افروخته و آشفته به دفتر کارش وارد می شود چرا که تمام شب را بیدار مانده و بر روی اقلام سفارش کار کرده است. با این رئیس چگونه برخورد کنیم؟ آرام باشید و در صورت امکان از تعامل با او بپرهیزید چرا که عصبانیت او می تواند مسری باشد.

13- رئیس پرطمطراق (Buzzword Boss)

رئیس پرطمطراق طراح لباسها، ماشین، خودکار و مسواکش را دوست دارد. آنچه او بیشتر دوست دارد کلیشه هایی است که در آخرین سمینارهای مدیریتی شنیده است. این رئیس به این حقیقت عشق می ورزد که در تیم  من وجود ندارد. او نمی تواند بدون شما موفقیتی کسب نماید. این رئیس اساسا بی ضرر است. لبخند بزنید و تحمل کنید. اگر می توانید بطور منظم چند کلمه جدید به او یاد  دهید.

14-  رئیس رفیق (Buddy Boss)

رئیس رفیق می خواهد دوست شما باشد نه مافوق شما. از شما می خواهد که او را دوست داشته باشید چرا که دوستان هوای همدیگر را دارند. زمانی را که شما با او سپری می کنید سرمایه گذاری خوبی است. با این حال از قبل بدانید که چرخیدن با رئیس رفیق در طی ساعات کاری باعث می شود که شما برای حفظ آمادگی کاری شبها بیدار بمانید. در اینجا، کلید توازن و تعادل است.

15- رئیس دو دقیقه ای (Two-minutes Boss)

رئیس دو دقیقه ای پیوند بین رئیس خدا و رئیس دنیا به دوش است. او بصورت لحظه ای می خواهد موقعیتها را کنترل کند (زمانی که من در تعطیلات بودم چه کار کردید؟) و بعد از دو دقیقه حرف شما را قطع می کند چرا که وقت ندارد درباره آن بحث و گفتگو کند. او مکررا  ولی بصورت تصادفی از شما می خواهد گزارشی راجع به پیشرفت کارها تهیه کنید ولی بندرت آنچه را که خواسته است به خاطر می آورد. رئیس دو دقیقه ای مدام این حس را منتقل می کند که سر او شلوغتر از آن است که او را با جزئیات آزرده کنیم. حواس او معمولا جایی دیگر است، جایی بسیار مهم. کار کردن با این رئیس تمرین هنر به ایجاز صحبت کردن است. سعی کنید هر آنچه را که می خواهید بیان کنید در یک چارچوب زمانی دو دقیقه ای  مطرح کنید و ببینید چه اتفاقی می افتد.

16- رئیس مغرور (متکبر) (Patronizing Boss)

این رئیس یک فداکار محافظه کار است. نمی دانستید؟ او شرکت را از پایه بنا کرده است. در حقیقت این میزی که شما آلان روی آن می نشینید او ساخته است. شما به عنوان یک زیردست به راهنمایی های تقدس گونه وی نیاز دارید. کمک او اغلب به دردسر منجر می شود. با این سلطان موفقیت چگونه رفتار کنیم؟ غرور خودتان را بشکنید و از او بپرسید فردی که با سواد و مستعد کارکردن برای چنین شرکتی است چگونه آدمی است.

17- رئیس سبک مغز (Idiot Boss)

رئیس سبک مغز با سردرگمی و حماقت شناخته می شود. این مانند این است که او دیروز وارد شرکت شده و اداره کردن آن را شروع کرده است. شما این جا انتخاب کمی دارید. کاری نکردن ممکن است اوضاع را بدتر و تلخ تر کند. وقتی یک رئیس سبک مغز را نمی توانید تغییر دهید چه کاری از دست شما بر می آید؟ شما می توانید واکنش خود را تغییر دهید. دنیا پر از روسای سبک مغز است. اما اجازه ندهید این شما را خسته کند. بهترین کار خود را انجام دهید و سعی کنید دریابید که هدفی که رئیس شما دنبال می کند چیست.

18- رئیس منزوی (Lone Wolf Boss)

رئیس منزوی می خواهد تنها باشد. او در دفتر کارش می ماند و یا از خانه کار می کند. از تماس های انسانی بویژه  از تعامل با کارکنان پرهیز می کند. او می تواند یک  متخصص باشد چرا که بر مبنای مهارتهایش ارتقا یافته است. اما یک آدم اجتماعی نیست. رئیس منزوی شما را به حال خود رها می کند. لذا انتظار کار تیمی و گفتگو درباره اهداف شغلی نداشته باشید. به دنبال ساختن روابط و شبکه های کاری خود در جای دیگری باشید.

19- رئیس کمال گرا (Perfectionist Boss)

رئیس کمال گرا مدیر جزء نگری می باشد که می خواهد همه چیز شما را کنترل کند. رفتارش وسواسی بوده و اعتماد کمی به توانایی های شما دارد. به مرور زمان شما در می یابید که شما نمی توانید کاری راانجام دهید که از نظر او خوب باشد. به جای از دست دادن انگیزه یاد بگیرید که برای خودتان و مطابق با استانداردهای خودتان کار کنید. در یک مقطع زمانی با رئیس خود بنشینید و از او بخواهید که انتظاراتش را بیان کند (حتی آنها را مکتوب کنید). بنابراین هر دو تکلیفتان را بهتر می دانید.

20- رئیس نامعقول (Eccentric Boss)

رئیس نامعقول انتظارات غیر واقع بینانه ای از کارکنانش دارد. او یک روش منحصر بفرد برای انجام کارها دارد و از کارکانش انتظار دارد به همان روش کار کنند. او می تواند لطیف و مهربان باشد. اما همواره در بیان انتظارت و توضیح پروژه باعث سردرگمی می شود. او به دنبال انجام کارهای مورد علاقه و مطلوب خودش است (در نتیجه به سمت افرادی که علایق مشابهی با وی دارند کشیده می شود).

21- رئیس بزرگ (Great Boss)

رئیس عالی- بر انگیزانده حامی- رئیسی که علیرغم سیاست با هر فردی با انصاف رفتار می کند، او ارتباط برقرار می کند و سیاست درهای باز را در پیش می گیرد. افراد را تشویق می کند که راه مناسب را دنبال کنند. او الگو است  و آموزشهای عالی و محیط کار مثبتی را فراهم می کند. او دارای چشم انداز است، نگران نبوده و داد و فریاد نمی کند. او کارکنانش را هدایت و مربیگری می کند و هنگامی که آنها شرکت را ترک می کنند او سالها با آنها صحبت می کند  تا به شرکت برگردند.

 


 
 
کایزن چیست؟
نویسنده : دکتر پیمان یارمحمدزاده - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱۸
 

کایزن چیست؟

کایزن اصطلاحی ژاپنی و به معنای تغییر به سمت بهتر شدن یا بهبود مستمر و تدریجی است . در واقع ، کایزن بر این فلسفه استوار است که برای ایجاد بهبود در سازمان ها لازم نیست به دنبال تغییرات انفجاری یا ناگهانی باشیم ، بلکه هر نوع بهبود یا اصلاح – به شرط آن که پیوسته و مداوم باشد- ارتقای بهره وری را در سازمان به ارمغان می آورد .
از نگاه کایزن ، وظایف مدیریت به دو دسته اصلی ، ایجاد بهبود و نگهداری بهبود تقسیم می شود . از آنجا که مدیران سطوح بالاتر سازمان باید همواره بخش اعظم وقت خود را صرف بهبود سازمان نمایند و امور جاری را ، که جنبه ی نگهداری دارند ، به سطوح پایین تر واگذار نمایند ، بنابراین ، از نگاه کایزن کارکنان یک سازمان همواره باید به بهبود توجه داشته و برای نگهداری دستاوردهای آن در سازمان کوشش کنند .

اصول کایزن

1- نگویید چرا این کار انجام نمی شود. فکر کنید چگونه می توانید آن را انجام دهید.
2- در مورد مشکل به وجود آمده نگرانی به خود راه ندهید. همین الان برای رفع آن اقدام نمایید.
3- از وضعیت موجود راضی نباشید. باور داشته باشید که همیشه راه بهتری هم وجود دارد.
4- اگر مرتکب اشتباه شدید ، بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآیید.
5- برای تحقق هدف به دنبال کمال مطلوب نگردید. اگر 60% از تحقق هدف اطمینان دارید دست بکار شوید.
6- برای پی بردن به ریشه مشکلات 5 بار بپرسید چرا؟
7- گمبا محل واقعی رویداد خطاست . سعی نکنید از دفتر کار خود مشکلات محیط را حل کنید.
8- همیشه برای حل مشکل از داده و اطلاعات کمی و به روز استفاده کنید.
9- برای حل مشکل بلافاصله به دنبال هزینه کردن نباشید. بلکه از خرد خود استفاده کنید. اگر عقلتان به جایی نمی رسد، آن را در همکارانتان بجویید و از خرد جمعی استفاده کنید.
10- هیچ وقت جزئیات و نکات ریز مسئله را فراموش نکنید. ریشه بسیاری از مشکلات بزرگ همین نکات ریز است.
11- حمایت مدیریت ارشد منحصر به قول و کلام نیست. مدیریت باید حضور مشهود و ملموس داشته باشد.
12- برای حل مسائل هر جا که امکان آن وجود دارد از واگذاری اختیار به زیردستان ابا نکنید.
13- هیچ وقت به دنبال مقصر نگردید. هیچ گاه عجولانه قضاوت نکنید.

 14- مدیریت دیداری و انتقال اطلاعات بهترین ابزار برای حل مسئله به صورت گروهی است.
15- ارتباط یک طرفه دستوری از بالا به پایین مشکلات سازمان را پیچیده تر می کند. مدیریت ارشد باید با لایه های پایین تر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشد.
16- انسانها توانایی های فراوانی دارند. از الگوهای چند مهارتی و غنی سازی شغلی برای شکوفا شدن آنها استفاده کنید.
17- تنها فعالیت هایی را انجام دهید که برای سازمان شما ارزش افزوده ایجاد می کنند.
18- فراموش نکنید که 5 ت ، پایه و بنیان ایجاد محصولی با کیفیت است.
19- بر اساس الگوهای کار گروهی ، مسائل محیط کارتان را حل کنید.
20- حذف مودا ( اتلاف) فرآیندی پایان ناپذیر است. هیچ وقت از این کار خسته نشوید.